گزارش برنامه قله مُلکوه ۱۰ و ۱۱ اسفند ۹۶
۱۳۹۶-۱۲-۱۵
معرفی برنامه دره ارغوان
۱۳۹۶-۱۰-۰۵

برنامه پیمایش روستای چلپو تا رودخانه شوررود طبق تقویم شش ماهه باشگاه کاویان، روز ۱۸ اسفند ماه به سرپرستی سیمین نوری و با حضور ۱۲ نفر از همنوردان برگزار شد.

ساعت ۶:۲۰ دقیقه صبح روز جمعه به وسیله یک دستگاه مینی بوس از میدان استقلال به سمت روستای چلپو که در حدود ۷۵ کیلومتری جاده نیشابور به کاشمر قرار دارد، به راه افتادیم. ساعت ۹:۴۵ دقیقه به این روستا رسیده و از مینی بوس پیاده شدیم.

علی صنعتی به عنوان سرقدم و امدادگر و افشین پیش بین به عنوان عقبدار معرفی شدند. کمی قبل از روستا به سمت دره ای که ابتدای مسیرمان بود، حرکت کردیم و بعد از ۲۰ دقیقه پیمایش، برای صرف صبحانه توقف کردیم. بعد از نیم ساعت و مشورت گرفتن با دو چوپان روستایی، در ساعت ۱۰:۵۰ دقیقه مسیری را که از مسیر داخل جی پی اس کمی کوتاهتر بود و پاکوب مشخص تر داشت انتخاب کردیم و از یالی بالا رفتیم.

مسیر را تا خط الراس پیمایش کردیم و از پاکوبی که تا رودخانه شوررود ادامه داشت، پایین رفتیم. ساعت ۱۳:۱۰ دقیقه به کنار رودخانه رسیدیم و ۲۰ دقیقه استراحت کردیم. باید به سمت روستای چلپو برمی گشتیم اما از مسیری متفاوت از مسیر رفت!

ادامه پیمایش از داخل دره ای در نزدیکی پاکوبی که ما را به رودخانه رساند، آغاز می شد. زیبایی های خاص منطقه کم کم پیش چشممان قرار می گرفت و به وجدمان می آورد. دیواره های سنگی و فرسایشی با اشکال مختلف و زیبا که در دو طرف قرار داشت و مسیری که بیشتر از داخل دره های سنگی و تنگ می گذشت!

ساعت ۱۶ داخل گرگ دره قرار داشتیم و به سمت پایین در حرکت بودیم که به آبشاری حدودا ۳ متری برخوردیم. طناب همراه داشتیم تا در صورت نیاز کارگاه نصب کنیم اما مساله اینجا بود که جایی برای نصب کارگاه وجود نداشت. سنگ های صیقلی و یکدست به هیچ وجه امکان این کار را نمی داد.

سرقدم و یکی از اعضای با تجربه تیم مسیر دیگری را برای ارزیابی به پایین رفتند و بقیه تیم منتظر ماندیم. از آنجا که هوا رو به تاریکی می رفت ترجیح دادیم از پیمایش گرگ دره زیبا صرفنظر کنیم و از مسیر ساده تری به سمت روستا برویم.

هوا تاریک شده بود و با نور هدلامپ ها در دل کوه های منطقه خاص چلپو در حرکت بودیم… با راننده مینی بوس تماس گرفتیم تا جایی که امکان دارد به ما نزدیک شود. آقای سلطانی عزیز که خود از کوهنوردان خوب است به سمتمان آمد و دقیقا در ساعت ۱۹:۳۰ سوار مینی بوس شدیم و با چای تازه دم پذیرایی شدیم!

بعد از چند دقیقه به سمت مشهد به راه افتادیم و ساعت ۲۳:۳۰ رسیدیم؛ در حالیکه از خاطره یک روز هیجان انگیز، ماجراجویانه و تا حدی سخت لبریز بودیم…

 

گزارش: سیمین نوری

عکس ها: سالار نظریان، سعید پیوندی، علی صنعتی

Related Post

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *