معرفی برنامه قله یامان داغی
۱۳۹۶-۰۹-۲۰
گزارش برنامه دره ارغوان ۲۷ فروردین ۹۵
۱۳۹۶-۱۱-۰۳

کوه سبلان در ۳۵ کیلومتری غرب شهر اردبیل و ۲۵ کیلومتری جنوب شرقی شهرستان مشگین شهر واقع است. برای این کوه عظیم ۶۰ کیلومتر طول و ۴۵ کیلومتر پهنا تخمین می‌زنند و سطحی که به وسیله آن در آذربایجان قرار گرفته نزدیک به ۶۰۰۰ کیلومتر مربع است.

قسمت شرقی کوه سبلان به قله آتشفشان سبلان که در بلندای ۴۸۱۱ متری قرار دارد، منتهی می‌شود. تمام قله‌های سبلان در همه ایام سال پوشیده از یخ و برف‌های دائمی است.

طبق تقویم باشگاه کاویان، برنامه صعود به قله سبلان در روزهای ۳ تا ۷ تیرماه ۹۵ به سرپرستی محسن اشرفی برگزار شد. گروهی متشکل از دو بخش گردشگری و صعود به قله ساعت ۷ صبح روز سوم تیرماه، حرکت خود را از ایستگاه راه آهن شهر مشهد به مقصد تبریز آغاز کرد. مسیر بیست و چهار ساعته قطار فرصت مناسبی برای آشنایی و البته تفریح در اختیار همنوردان قرار داد.

بعد از ۲۴ ساعت و با تاخیری جزئی به ایستگاه راه آهن شهر تبریز رسیدیم و بعد از اضافه شدن خانم پوران اسکندری، ساعت ۸:۴۰ صبح سوار مینی بوس ها شده به سمت قلعه تاریخی بابک حرکت کردیم.

پس از طی مسیر ۴ ساعته به محلی که قلعه در آن واقع شده یعنی شمال شهرستان کلیبر رسیدیم. قسمتی از مسیر برای عبور مینی بوس مناسب نبود، پس از مینی بوس پیاده شدیم و سوار بر پاترول به مسیر ادامه دادیم.
پایین قلعه منطقه ییلاقی و چراگاه گله های عشایر قرار دارد و وجود گله های گوسفند، چراگاه های سبز و چادرهای عشایری، منظره دلپزیری برای عکاسی ایجاد کرده بود.


قلعه جمهور معروف به دژ بابک در ۵۰ کیلومتری شمال شهرستان اهر و در ارتفاعات غرب رود بزرگ قره‌سو قرار دارد؛ منطقه‌ای که به نام کلیبر معروف است. دژ بابک خرمدین بر فراز قله کوهستانی در حدود ۲۳۰۰ تا ۲۷۰۰ متر از سطح دریا ارتفاع دارد. قلعه بابک که به نام‌های دژ بابک، بذ و قلعه جمهور هم معروف است دژ و مقر سردار تاریخی ایران، بابک خرم‌دین بوده است که در هنگام قیام بر علیه دستگاه خلافت عباسی در قرن سوم هجری ساخته شده است. قبل از رسیدن به دروازه قلعه و ورود به بنای مستحکم دژ باید از معبری عبور کرد که به صورت دالانی است و از سنگ‌های منظم طبیعی شکل گرفته و تنها گنجایش عبور یک نفر را دارد. برای ورود به داخل، تنها راه دروازه اصلی است و از کوهستان امکان وارد شدن به قلعه وجود ندارد.


 ساعت ۱۲:۳۰ به پارکینگ قلعه بابک رسیدیم و به اتفاق گروه گردشگری مسیر پیمایش را آغاز کردیم و پس از ۴۵ دقیقه به قلعه با شکوه بابک خرم دین رسیدیم. پس از ثبت چند عکس و تماشای منطقه به دلیل کمبود وقت تصمیم به بازگشت گرفتیم. از دوستان گردشگری خداحافظی کردیم و به سمت مینی بوس برگشتیم.

مسیر بعدی ما منزل آقای جهانگیری بود. حدود ساعت ۳ به سمت مشکین شهر حرکت کردیم.
ساعت ۶ بعدازظهر به منزل آقای جهانگیری رسیدیم و مورد استقبال و پذیرایی وی و خانواده محترمشان قرار گرفتیم. فرصت مناسبی برای استراحت مهیا بود. بعد از صرف آش دوغ خوشمزه ای که میزبان پر مهرمان تدارک دیده بود از خانوده جهانگیری خداحافظی کردیم و  ساعت ۸ شب به سمت شابیل به راه افتادیم.
ساعت ۸:۲۰ به شابیل رسیدیم. با توجه به نزدیکی به غروب بدون معطلی به جا به جایی وسایل و کوله ها پرداختیم. کوله های سنگین را به لندورها سپردیم و بعد از نرمش کوتاهی در ساعت ۹:۱۵ با کوله های حمله پیمایش خود را به سرقدمی رضا سعیدی، عقبداری محمود براتی و امدادگری آنا مجردی به سمت جان پناه مقدس اردبیلی آغاز کردیم. خورشید غروب کرده بود و آسمان زیبای سرخ و نارنجی و ابرهای بنفش اشتیاق صعود  را در دل همنوردان بیشتر می کرد.
بعد از رد شدن از دشت های پر از گل، تماشای آسمان پر از ستاره و صاف و طلوع ماه نیمه از افق، در ساعت ۱ بامداد به جان پناه مقدس اردبیلی رسیدیم.
گروه کمی خواب آلود و خسته ما با سینی های چای داغ آقای مومن مورد استقبال قرار گرفت!

بدون معطلی وسایل شام را مهیا کردیم و بعد از صرف شام سبک  و البته دیدن یک خرس که خواب را از سر همنوردان پراند! با وجود همراه داشتن چادر تصمیم گرفتیم که به خاطر وزش باد داخل جان پناه بخوابیم.
ساعت ۶ صبح بیدار شدیم و در هوای مه آلود صبح شروع به خوردن صبحانه و پوشیدن لباس کردیم.
سه تن از همنوردان با رضایت شخصی تصمیم به ماندن در جان پناه گرفتند و گروه با ۱۴ نفر به حرکت ادامه داد.


پیمایش ساعت ۷:۱۵ دقیقه صبح  در هوای کاملا بارانی و گاهی با تگرگ شروع شد که خوشبختانه طولانی نشد و بعد از کمی ارتفاع گرفتن بند آمد.
مسیر عموما پوشیده از برف، مه آلود و با پاکوب های بسیار و عموما اشتباه بود اما خوشبختانه مسیر درست صعود با پرچم های کوچک سرخ رنگ مشخص شده بود.
سرپرست برنامه در مدتی که مه غلیظ بود کمی جلوتر از ما مسیر درست را پیدا و گروه را به سمت مسیر درست راهنمایی می کرد.

گروه در سکوت و آرامش پشت سر سرقدم به پیش می رفت. با وجود این که بسیاری از ما اولین قله بالای چهار هزار خود را تجربه میکردیم خوشبختانه کسی دچار ارتفاع زدگی نشد و ۱۴ نفر عضو تیم به سلامت مسیر ۶ ساعته صعود را طی کردند.
بعد از پشت سر گذاشتن چند یخچال پوشیده از برف در مسیر رسیدن به آخرین شیب تند قبل از قله به مکانی رسیدیم که به گفته سرپرست برنامه بین کوهنوردان به منطقه خسته نباشید معروف است.
خستگی را در کردیم و به راه افتادیم. آخرین شیب تند سنگ محراب نام داشت که به اعتقاد بومیان منطقه ای مقدس و محل نیایش و عبادت پیامبر ایرانیان زرتشت است.
دریاچه زیبا، یخ زده و پوشیده از برف قله رو به روی ما قرار داشت!
گروه ما شاد از صعود به سومین قله بلند ایران به عکاسی پرداختند. حس و حال و شادی ما در آن لحظات در قالب کلمات جای نخواهد گرفت.


بعد از ۴۵ دقیقه استراحت و عکاسی گروه با انرژی مضاعف و لب خندان با سرعتی بیشتر از قبل به دلیل نامساعد شدن وضعیت هوا به سمت جان پناه حرکت کرد.
مسیر برگشت ۳ ساعته طی شد و ما بعد از سر خوردن و البته فرو رفتن های مکرر در برف ساعت ۵ بعدازظهر خیس از باران تند به جان پناه رسیدیم.

بعد از یک ساعت که به تعویض لباس های خیس و جمع کردن وسایل و کمی تجدید قوا گذشت به درخواست دوستان، سرپرست محترم لندور تهیه کردند  ما سوار بر لندور مسیر پر پیچ و خم و زیبای جان پناه تا شابیل را این بارسواره و در روشنایی روز طی کردیم.
ساعت ۶ به شابیل رسیدیم و بالافاصله تن به آب گرم شابیل سپردیم و خستگی دو روز قبل را از تنمان خارج کردیم.
ساعت ۸ شب از آبگرم برگشتیم و به سمت اردبیل حرکت کردیم. خوردن غدای گرم بعد چند وعده غذای کنسروی قطعا از دلنشین ترین حس های یک کوهنورد است.
بعد از صرف شام، به منزل آقای تکریم که برای خواب محیا شده بود رسیدیم. صبح روز بعد بعد از صرف صبحانه، سوار مینی بوس به سمت دریاچه زیبای نئور حرکت کردیم.
دریاچه در ۴۸ کیلومتری جنوب شرقی اردبیل به‌طرف خلخال در یکی از دره‌های کوهستان باغرو و در ارتفاع ۲۵۰۰ متری از سطح دریا قرار دارد. با مساحت حدود  ۲۱۰ هکتار شامل دو دریاچه کوچک و بزرگ است که در فصل بهار به هم می‌ رسند و دریاچه واحد را به وجود می‌آورند. دریاچه منطقه حفاظت شده به شمار می آید و شکار در آن ممنوع است.


ساعت ۱۰ صبح در کنار دریاچه حضور داشتیم و به دوستانمان در گروه گردشگری پیوستیم. نئور پوشیده از گل و پر از کندوهای زنبور عسل بود و ما محو تماشا و عکاسی!


پس از کمی پیمایش دور دریاچه، ساعت۱۲ ظهر به سمت میانه حرکت کردیم. مسیر دریاچه به میانه با مینی بوس حدود ۵ ساعت طول کشید و ساعت ۵ بعدازظهر به ایستگاه قطار میانه رسیدیم.

تاخیر قطار فرصت خوبی برای مرتب کردن کوله ها و وسایل و تهیه ناهار در اختیار ما قرار داد و بالاخره ساعت ۶:۳۰ بعدازظهر سوار قطار به سمت مشهد حرکت کردیم. ساعت ۱ بعدازظهر روز هفتم تیرماه با خاطری خوش از یک سفر به یادماندنی به مشهد رسیدیم.
سپاس از همراهی همنوردان صبور و دوست داشتنی.

Related Post

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *